نگاه والدين امروزي به آينده فرزندانشان، متفاوت از ديدگاه‌هاي گذشته است، نگراني از آينده فرزندان ذهن والدين را به خود مشغول كرده و از آنها افرادي نگران اما مسوول در برابر فرداي فرزندانشان ساخته است. اغلب والدين امروزي شبانه‌روز خود را وقف فرزندان مي كنند و تمام دغدغه‌هاي ذهني شان بعد از شرايط مالي معطوف نيازها و توقعات آنهاست.

آنها با سعي در ايجاد شرايط مطلوب، رفاه كامل و تامين نيازهاي فرزندان، در پي يافتن امنيتي نسبي براي آينده فرزندان خود هستند. اكثر خانواده ها بيش از حد نگران آينده تحصيلي و شغلي فرزندان خود بوده و تمام سعي و تلاش آنها براي ايجاد بستري مناسب در زمينه تحصيل و اشتغال فرزندانشان است.

اما متاسفانه اين نگراني هاي والدين در بسياري از موارد، هر چند ناخواسته،  وضعيت اسفباري را براي فرزندانشان به وجود مي آورد، بطوريكه در اكثر مواقع نتيجه اي به جز فشارهاي ذهني و روحي براي آن ها نداشته و مشكلات آن ها را دو چندان مي كند. اين مسئله در سال هاي اخير از مسير اصلي خود كه همانا شناسايی استعدادهای فرزندان و فراهم کردن زمينه های مساعد برای رشد و تعالی آنان است، خارج شده و تبديل به معضلی در خانواده شده است، عدم تفاهم ميان اولياء و دانش آموزان در رابطه با انتخاب رشته،  امروزه يكي از مسائل بحث برانگيز درون خانواده هاست.

چشم و هم چشمي ميان خانواده ها كه امروزه دامنة آن زندگي و آينده فرزندانشان را نيز در بر گرفته است يكي ازعوامل مهم در به وجودآمدن اين فشارهاست كه بطور غير مستقيم فرزندانشان را نيز وارد اين رقابت كرده است، اينكه فرزند فلان كس رشته رياضي را انتخاب كرده و مهندس آينده اين مملكت است و يا فلان كس را با لقب دكتر در خانواده مطرح مي كنند (غافل از اينكه دوران دبيرستان تنها بعنوان ابتداي راه و پايه و اساس تحصيلات دانشگاهي است نه تمام آن ) و يا اينكه فلاني فرزندش را از سال دوم دبيرستان به كلاس كنكور مي فرستد پس بچه ما از سوم راهنمايي بايد به كلاس كنكور برود، علاوه بر اينكه راه انتخاب را براي فرزندانشان مي بندد آنها را ناخودآگاه وارد يك جو سراسر استرس مي كند بطوريكه اين قبيل دانش آموزان ديگر دوران دبيرستان را مدنظر قرار نداده و صرفاً دانشگاه و آينده را وارد رؤياهاي آشفته خود مي كنند. ليكن متاسفانه اين سخت گيري ها و چشم هم چشمي ها و فشارها برروي فرزندان، تنها در بعد تحصيلي كودك و به اميد آينده اي روشن از سوي والدين اعمال مي شود، حال آن كه آينده فرزندان فقط درگرو پيشرفت تحصيلي آنها نيست و والدين بايد فرزندانشان را از جنبه‌هاي مادي، معنوي، اخلاقي، اجتماعي، رواني و تربيتي تحت مراقبت قرار دهند و به انحاء مختلف به آنها توجه نمايند.

        پدران و مادران معلميني هستند كه در مشكلترين مدرسه دنيا براي آدم‌سازي خدمت مي‌كنند. مدرسه‌اي كه مدير، معلم ومستخدم آن خودشان هستند، و تعطيلات، ‌ارتقاء‌مقام و حقوق ندارد. مدرسه‌اي 24 ساعته و 365 روزه كه حداقل 18 سال براي هر فرد خدمت مي‌كند. علاوه بر اين مدرسه‌اي با دو رييس كه با وجود آن مشكلات بسياري پيش مي‌آيد. اين سخت ترين، پراضطراب‌ترين و پرزحمت‌ترين كار است و احتياج به حد اعلاي حوصله، گذشت، خوش‌اخلاقي، كارداني، علاقه، آگاهي و دانش دارد.   امروزه كمتر به اين بعد زندگي كودكان و فرزندان توجه مي شود. ترديدي نيست كه تحصيل و كسب تخصص علمي براي دستيابي به جايگاه مناسب اجتماعي خود درآينده، اهميت زيادي دارد و هرگونه اختلال و مشكلي كه در اين روند ايجاد شده و فرد را از تحصيل مناسب بازدارد لطمه اي جبران‌ناپذير به زندگي آينده او وارد خواهد آورد،  ليكن اين مسئله نبايد والدين را از جنبه هاي ديگر زندگي فرزندشان بازدارد. گرچه آينده نگري والدين تاثير به سزايي بر زندگي آينده فرزندان خواهد داشت، زماني ارزشمند خواهد بود كه اين آينده نگري همه جانبه باشد. والدین آینده نگر می بایست سطح آگاهی خود را نسبت به واقعیتهای روز جهان ارتقاء داده و توجه داشته باشند كه نوجوان و جوان نیازمند احترام و درک شدن از سوی والدین هستند. والدین آینده نگر توجه دارند که نسل جدید دیدگاهها و خواسته هایی دارد که می‌بایست با آنها با دقت و ظرافت برخورد کرد. سخن اندیشمندان آینده نگر اینست که والدین در عین اینکه می باید نسبت به مضرات تكنولوژي هاي جديد مانند  اینترنت آگاه و به هوش باشند، به هیچ وجه عامل سرکوب خواسته فرزند در استفاده معقول و مفید از اين تكنولوژي ها نشوند.

این امر که ظرافت خاصی می طلبد، تنها با ارتقاء سطح آگاهی والدین از جدیدترین دستاوردهای تکنولوژی روز که جوانان با آن سر و کار دارند، میسر میشود. والدین آینده نگر خود را موظف می بینند که در این دنیای وانفسا که خطر ات بي شماري فرزندانشان را تهدید میکند، با مطالعه آخرین کتابهای روانشناسی درباره شیوه تربیت فرزندان، خود را به دانش روز مجهز کنند. تنها با درک این ضرورت از سوی پدر و مادرهاست که میتوانیم به تحقق جامعه ای سالم، پویا و پر از مهر و مدنیت و آينده فرزندانمان امیدوار باشیم.

       از یک دیدگاه والدين به سه دسته تقسيم شده اند:   هر يك از اين سه گروه مي توانند آينده بسيار متفاوتي را براي فرزند خود رقم زنند. دسته  اول والدين دلسوز ومتعهد، دسته دوم والدين سخت گيرو سلطه طلب ودسته سوم والدين آسان گير و پيرو گروه اول معمولا موفق مي شوند با كمك فرزند خود همه موانع و مشكلات آينده را از سر راه او خود بردارند. فرزندان والدين دسته دوم هميشه با كمبود هاي شديد عاطفي و توجه روبرو بوده و مستعد پذيرش حمايت هاي خارج از خانواده هستند.

فرزندان والدين دسته سوم هميشه خطرات متعدد آينده آن ها را تهديد كرده و با توجه به اينكه اين فرزندان دچار پراكندگي احساس، عملكرد و رفتار هستند، خوب و بد را به درستي نمي توانند تشخيص دهند و از اين نظر بسيار آسيب پذير خواهند بود.شما خود را جزو كدام دسته از والدين مي دانيد و براي آينده فرزند خود چه تصميمي داريد؟

در یک نظر سنجی در شهر تهران که توسط مرکز تحقیقات موسسه همشهری انجام گرفته بود نتایج زیر در قبال پرسش های زیر به دست آمده بود:41درصد از پاسخگويان،درس خواندن را مهمترين انتظار از فرزندشان مي دانند.86درصد از پاسخگويان ،علاقه دارند كه فرزندانشان پس از ديپلم به تحصيل ادامه دهند. - 89 درصد از پاسخگويان ادامه تحصيل فرزندانشان را ضروري مي دانند.

وبرای پرسش علم بهتر است یا ثروت این نتایج به دست آمده است: 47 درصد از پاسخگويان گفته اند كه علم و ثروت مكمل يكديگر هستند،42 درصدعلم را ارجح دانسته اند و تنها 11 درصد ثروت را بهتر از علم مي دانند.