آشنایی با دوره نوجوانی و جوانی
1.دوره نوجوانی و بلوغ:
دوران بلوغ و نوجوانی یکی از حساس ترین دوره های زندگی به شمار می رود. در این دوره ی سنی خصوصیاتی از قبیل تشخص طلبی ، اعلام استقلال ، مخالفت جویی ، خودنمایی ، تبعیت از گروه های مرجع و ده ها صفت دیگر بروز می کند. دوره جوانی زمان بحران و شورش است. جوان با دارا بودن ویژگی خاص خود به دنبال هیجان است و در این راه اغلب به بیراهه کشیده می شود.نتایج بررسی ها نشان می دهد که نوجوانان و جوانان ، بیشتر از گروه های سنی دیگر در معرض خطر اعتیاد قرار می گیرند. توضیح اضافی اینکه این دوره دوره انتقال از کودکي به بزرگسالي است که با تغييرات عمده جسماني، شناختي اخلاقي و اجتماعي همراه است و غالباً از 12-11 سالگي شروع و در بسياري از جوامع صنعتي حدود 20-18 سالگي خاتمه مي يابد. از نظر جسماني در اين دوره قد به سرعت افزايش مي يابد به طوري که اين دوره را دوره لباس هاي کوتاه ناميده اند. از نظر شناختي زمان بروز تفکر انتزاعي و دوره دستيابي به هويت شخصي، جنسي، اجتماعي و حرفه يي است. نظريه پردازاني چون استانلي هال، زيگموند فرويد و آنا فرويد این دوره از رشد را به عنوان مرحله يي از توفان و فشار تلقي مي کنند که به دليل تغييرات مهم و اساسي در برابر اختلالات رفتاري و ذهني آسيب پذيري بيشتري دارند. از آنجايي که حساس ترين دوران زندگي از نظر ابتلابه سوءمصرف مواد مخدر در دوره بلوغ و نوجواني است، لذا توجه ويژه به اين دوره و طراحي برنامه هاي پيشگيرانه مناسب براي اين گروه سني کاملاً حياتي به نظر مي رسد. براي برنامه ريزي و ايجاد راهکارهاي موثر در پيشگيري از اعتياد، علاوه بر شناخت علل و عوامل موثر در شروع مصرف و تدوين راه هاي مقابله با آنها بايستي با شناخت نيازها و به کارگيري استراتژي مناسب در جهت تقويت توانايي ها و پتانسيل هاي اجتماعي گام برداشت. براي اين منظور لازم است استراتژي خود را روي دو محور تضعيف عوامل خطرساز و تهديدکننده و تقويت عوامل بازدارنده يا محافظت کننده متمرکز کرد و آنها را روي سه کانون خانواده، مدرسه و جامعه(محله) هدف گذاري کرد.
ویژگیهای رشدی دوره نوجوانی و جوانی
رشد جسمانی و روانی
این دوره ، نشانگر رشد نهایی در فرآیندهای تشکیل عادات به حساب میآید. در خلال این دوره ترشحات هورمونی، یکپارچگی نهایی در سیستم اعصاب و عملکرد مغز نظیر خوردن، خوابیدن، خصومت، منفعل بودن، اضطراب و واکنشهای عاطفی به وجود میآید. تمام این صفات توسط نیروهای رشد فیزیکی شکل میگیرند. هرچه فرد جوانتر باشد، سیستم بدنی و روانی او در برابر اثرات دارویی آسیبپذیرتر است. عواملی نظیر انگیزش، قضاوت، تصمیمگیری و حافظه همگی به میزان زیاد بر کامل شدن آرام فرآیندهای رشد متکی هستند. برخی از این حالات یا همه آنها را میتوان با تاثیر مستقیم داروها تغییر داد. در فاصله سالهای 12 تا 14 سالگی این پدیدهها پویاترند و آشفتگیهای مربوط به آن جدیتر از سن بزرگسالی هستند.
رشد اجتماعی
این دوره دوره ای است که با گذر از مراحل مداوم و متفاوتی از آشوبها و مسائل اجتماعی به سوی رشد اجتماعی سالمی در نوسان است. مسائل مهم این دوره عبارتند از: تغییر روابط با اعضای خانواده و سایر بزرگسالان و تغییر روابط گروهی با همسالان. تعداد زیادی از فرآیندهای اجتماعی شدن مربوط به ارضای نیازها یا یادگیری روشهایی برای جهت دادن غرایز به سوی رفتارهای سالم برای کسب رضایت است. عواملی که بر رفتار اجتماعی اثر میگذارند، به ترتیب عبارتند از: همسالان، خانواده، کارکنان مدرسه، رسانههای گروهی و کتابها. در واقع نفوذ مدرسه و خانواده ممکن است در مواردی یکسان باشد و شاید هم مدرسه از اهمیت بیشتری برخوردار باشد. هنگام رسیدن کودک به دوره نوجوانی و گذر از این مرحله، تغییرات عظیمی در نظام خانواده رخ میدهد. در خلال این دوره فرد سعی میکند که خود را از نظر روانی از خانواده جدا ساخته، خارج از خانه هویت شخصی خویش را جستوجو کند. روابط با والدین ممکن است رفتارهای مقابلهای مثبت یا منفی در نوجوان و جوان به وجود آورد. کسانی که موادمخدر مصرف میکنند ممکن است یا به علت آن باشد که میخواهند با والدین خود رقابت کنند یا این که قصد دارند علیه ارزشهای پدر و مادر خویش قیام کنند. هرچه میزان قید و بندها در محیط خانه بیشتر باشد، واکنشهای طغیانگرانه فرد احتمالا زیادتر خواهد بود. محیطهایی که پر از آشوبند، بخصوص در ایجاد اعتیاد به مواد میتوانند کمک کنند. عدم حضور پدر در خانواده با مصرف الکل و حشیش ارتباط زیادی میتواند داشته باشد. فرآیند جدا شدن از خانواده معادل است با افزایش اهمیت روابط گروهی با همسالان. در این ارتباط نوجوان و جوان سعی میکند ارزشهای شخصی خود را با دیگران مقایسه کرده، تغییر بدهد. ارزشهای خانوادگی همسالان ممکن است هماهنگ، مشابه یا کلا جدید و متفاوت باشند. تنشها و کوششهای لازم برای آشتی دادن این سیستمهای ارزشی بیش از حد مهم هستند. حل این کشمکشها میتواند تاثیری عمیق بر اعتیاد نوجوان، جوان و بزرگسالی که در حال رشد است، داشته باشد. در خلال این دوره شخصیت درحال تغییرات پیاپی قرار دارد، به طوری که فرد دائما در حال جستوجو، تمرکز و ارزیابی مجدد است. کوشش برای یافتن تصوری ثابت از خویشتن و محیط یک فعالیت مداوم تلقی میشود. قسمتی از این فرآیند نتیجهای است که ازتمایل فرد برای کشف کردن سرچشمه می گیرد. از آنجا که فرد در حالت گروهی انگیزههای کنترلی کمتری دارند، مصرف مواد ممکن است به رفتارهای ضداجتماعی و رفتارهای خطرناک (مانند پرخاشگری، دزدی و...) منجر شود. بدیهی است که چنین رفتارهایی تنش، افسردگی و از خودبیگانگی را به وجود می آورد. نوجوانی که دارای مشکلی است ممکن است به موادمخدر به عنوان یک وسیله تسکین نگاه کند. تحقیقات نشان داده است که عزت نفس پایین به میزان زیاد با شرب خمر در ارتباط است. مصرفکنندگان خفیف حشیش در مقایسه با غیرمصرفکنندگان، غیرعادیتر، دارای خویشتننگری کمتر و عاصیتر هستند. تغییرات دیگری که با مصرف موادمخدردر ارتباط هستند، عبارتند از:
آسیبرسانی به خود، افسردگی، ناامنی، پرخاشگری و گوشهگیری. حتی دانشآموزانی که در دبیرستان سیگار میکشند، در مقایسه با افرادی که چنین کاری انجام نمیدهند، پرخاشگرتر و از محبوبیت کمتری برخوردارند. اطلاعات زیادی در دسترس است که نشان میدهد فرهنگ، گروه، طبقه اجتماعی، مذهبی و وضعیت تحصیلی نیز در آسیبپذیری نوجوانان در برابر موادمخدر و داروها تاثیرگذار است.
2. دوره جوانی:
دوران جواني ، بهترين و با نشاط ترين دوره زندگي است . فرصت جواني ، استثنايي و زمينه اي مناسب براي برداشتن گامهاي بلند است . اهميت دوره جواني و جايگاه ويژه جوانان ، ضرورت آشنايي والدين و مربيان را با ويژگيهاي اين دوران دو چندان مي کند . دوره نوجواني با زمان بلوغ همراه است . در اين دوران ، نوعي بي ثباتي عاطفي ، رواني و فکري بر نوجوانان حاکم مي شود . آنها در پي کسب هويت خويش و به دنبال اثبات شخصيت خود هستند . اگر دوران نوجواني به خوبي طي شود ، دوران جواني از وضعيت مطلوب تري برخوردار خواهد بود . روان شناسان ، سالهاي 17 يا 18 سالگي تا 30 سالگي را دوره جواني / و آن را بلوغ کامل مي دانند .
بزرگان دين اسلام ، جوانی را يکي از نعمت هاي پر ارزش الهي و از سرمايه هاي بزرگ زندگي بشر معرفي کرده اند . پيامبر اسلام (ص) فرموده است : " در قيامت ، هيچ بنده اي قدم از قدم بر نمي دارد ، مگر اينکه به اين پرسش ها پاسخ دهد : اول آنکه عمرش را در چه راهي صرف كرده است و دوم آنکه جواني را چگونه و در چه راه گذرانده است . از نگاه اسلام ، جواني دوره توانمندي و سازندگي است و فرصت بسيار مغتنمي براي بهره بردن از نعمت زندگي است . پيامبر اسلام (ص) براي جوانان اهميت زيادي قائل مي شد و در موارد مختلف ، به جوانان شايسته و خلاق مسئوليت هاي مهمي را مي سپرد . نگاه پيامبر گرامي اسلام (ص) به جوانان ، همراه با تکريم شخصيت و توجه به قلب پاک و احساسات زلال آنها بود . آن حضرت مي فرمود که جوانان گرايش بيشتري به خوبي و نيکي دارند ، چرا که آنها داراي قلبي فضيلت پذير هستند . از پيامبر اسلام (ص ) نقل شده است که فرمود : " خداوند مرا به پيامبري برانگيخت تا مردم را به رحمت الهي بشارت دهم و از عذابش بترسانم . جوانان سخنانم را پذيرفتند و با من پيمان محبت بستند ، اما برخی پيران از قبول دعوتم سر باز زدند و به مخالفت با من برخاستند ."
بنابراين در دوران جواني ، کسب هويت از طريق شناخت خود امکان پذير مي شود . اما اگر نوجوان و يا جواني در شکل دادن به هويت فردي خود ، دچار مشکل شود ، با بحران هويت و يا سرگرداني روبرو خواهد شد . بسياري از جوانان هنگامي که دچار بحران هويت مي شوند ، احساس پوچي و از خودبیگانگی و تنهايي مي کنند . حتي گاهي به دنبال هويت منفي مي گردند . هويتي برخلاف آنچه که از سوي والدين و مربيان به آنها معرفي شده است . بسیاري از رفتارهاي ضد اجتماعي و ناسازگارانه جوانان را مي توان از اين زاويه بررسي كرد که آنان دچار بحران هويت شده اند . مسئوليت گريزي ، دلزدگي و بي تفاوتي ، ازجمله آثار و تبعات بحران هويت در جوانان است . از جلوه های شايع فقدان هويت ، مي توان به دل مشغوليهايي بي هدف اشاره کرد . جواني که نقشي موثر براي خويشتن نمي يابد ، در درون احساس مي كند كه تهي است ، به همين دليل غالبا" خود را به موضوعاتي که در دسترس اوست و علاقه او را بر مي انگيزد ، مشغول مي کند و بخش عظيمي از فرصت ها و انرژي هايش را در آن زمينه صرف مي کند . در اين حالت ، جوان هويتش را در مسائل سطحي و ظاهري جستجو مي کند . مثلا" ممکن است موضوعات نه چندان مهمي چون داشتن نوعي لباس يا كفش و يا آرايش موي سر ، همه زندگي يک جوان را پر کند . در اين صورت ، با از بين رفتن هريک از آنها ، جوان خود را موجودي فاقد ارزش و بي کفايت مي بيند . درحاليکه برخورداري از يك هويت مشخص ، بايد به جوان احساسي عميق و ارزشمند ببخشد تا او در همه حال ، احساس کفايت و لياقت كند .
نیازهای دوره جوانی
نيازهاي مرحله جواني
جوانی یکی از مراحل مهم رشدی است. هر چند در بررسی تغییرات رشدی عمدتا از رشد دوران کودکی و نوجوانی صحبت میشود در دوران جوانی نیز تغییرات رشدی بوجود میآید و در نتیجه ویژگیها و نیازهایی را که خاص این دوره سنی است ایجاد میکنند. افراد در سنین جوانی به سبب شرایط و ویژگیهایی که این دوران را در نیازمندیهایی پیدا میکنند که ارضا و تامین این نیازها از اهمیت وافری برخوردار است. تامین این نیازها در سلامت فردی و اجتماعی جوان تاثیر مهمی دارد از اینرو تامین شرایطی برای فراهم نمودن امکانات لازم برای نیازها مورد تاکید روانشناسان و متخصصان است.
نیازهای روانی جوانان
در امتداد رشد نوجوانی که فرد به دوران جوانی پا میگذارد نیاز به حس صمیمت ، احساس دوستی و داشتن رابطه عاطفی برای فرد در او پررنگتر میشود. اریکسون بر اساس این ویژگی این دوره را دوره صمیمت در مقابل کناره جویی تعریف میکند. به عبارتی جوان در این سن نیاز به تامین احساسات و عواطف خود دارد و فردی که معمولا این نیاز را برآورده میسازد فردی است از جنس مخالف. برای این اساس مهمترین ویژگی این دوران ازدواج و تشکیل خانواده است و نیاز جوانان به تامین این ویژگی.
حس استقلال طلبی نیز در این دوران در امتداد شروع آن در نوجوانی و کودکی متکاملتر میشود یعنی فرد در خلال دوران رشد خود از لحاظ نیاز به استقلال متکاملتر میشود. بنابراین در صدد برآوردن این نیاز خود برمیآید. تفاوت استقلال طلبی این دوران با دوران نوجوانی بسیار ظریف است به این صورت که به علت رشد سایر ویژگیهای فردی بویژه قدرت تفکر و منطق واقعگرایانه این ویژگی (استقلال طلبی) با واقع نگری بیشتری همراه است. مگر در مواردی که فرد با آسیبهایی مواجه باشد.
این دسته از جوانها بدون در نظر داشتن جوانب منطقی قضیه در صدد ارضا این نیاز خود برمیآیند. نیاز به کسب هویت از دیگر ویژگیهای دوران جوانی است که سایر نیازهای او را تحت پوشش خود قرار میدهد. بطور کلی گفته میشود نیازهای این دوران به ویژه نیازهای روانی ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند و اغلب اساس و مبنای سایر نیازها قرار میگیرند.
نیازهای جسمی دوران جوانی
هر چند در این دوران رشد جسمی به آن سرعت و کیفیت که در دورههای کودکی و نواجوانی وجود دارد چشمگیر نیست اما هنوز جوان در شرایطی قرار دارد که نیازهای تغذیهای ، بهداشت و ... اهمیت ویژهای در سلامت او ، اطرافیان و نسل بعد از او دارند. تامین نیازهای جسمی این دوران تامین کننده شرایط آسایش و سلامت و بهداشت جسمی و روانی او ، خانواده او و دیگران است. به لحاظ امر ازدواج ، تولید مثل و تشکیل خانواده و اراده آن توجه به وضعیت جسمانی در این دوران حائز اهمیت است.
نیازهای اجتماعی دوران جوانی
نیازهایی چون ازدواج و نیاز به صمیمیت ، نیاز به کسب هویت و ... به شدت با نیازهای اجتماعی درهم آمیخته هستند. فرد با ورود به دوره جوانی و احساس نیاز به ازدواج ، با نیازهای دیگری مواجه میشود. با احساس نیاز به ازدواج ، احساس نیاز مالی در او شکل میگیرد. و به دنبال آن احساس نیاز به کار و موقعیت شغلی و اجتماعی. نیاز به کسب هویت نیز در شکلگیری این نیاز ، یعنی نیاز به کار و نیازهای مالی دخیل است. فرد با شروع یک کار احساس هویت خود را شکل میدهد و نیاز استقلال طلبی خود را نیز ارضا میکند. نیاز به آسایش و سلامت اجتماعی ، نیاز به دریافت آگاهی و اطلاعات به سبب کمبود تجربه به جوان نیز از اهمیت خاصی برخوردار است.
تامین نیازهای جوانان
مساله تامین نیازهای جوان مبحث بسیار گستردهای است که در حوزه علوم مختلفی چون روانشناسی ، علوم اجتماعی ، پزشکی ، علوم سیاسی ، علوم اسلامی و ... قرار میگیرد. و دست اندرکاران مختلفی در سطوح کلی و جزئی مسئول تامین نیازهای فرد جوان هستند. خود فرد جوان با تلاش و قدرت فکری و جسمی خود در این راستا نقش بازی میکند. خانواده با ایجاد بستر و شرایط مناسب خانوادگی این مهم را انجام میدهد و اجتماع با طرح برنامه ریزیهای مناسب اجتماعی.
انواع مشکلات دوره جوانی
مشکلات روانی دوران جوانی
زندگی فردی در مراحل قبلی زندگی تاثیر زیادی در شیوه زندگی او در دوره جوانی دارد. به عبارتی طرح زندگی در این دوران طرحی است که پایهها و اساس آن در مراحل قبلی ریخته شده است. با این حال این دوره سنی نیز مسائل و مشکلات ویژه خود را داراست تصمیم گیریهای فرد در این دوره حائز اهمیت فراوانی است و یکی از مشکلات رایج این دوران مساله تصمیم گیری است. جوانانی که در تصمیم گیری و اجرای اهداف و انتخاب راههای مربوط به مسائل زندگی خود مشکل پیدا میکنند، معمولا مشکلات دیگری را نیز تجربه خواهند کرد. بر این اساس مشکل تصمیم گیری از مشکلات رایج جوانان است که معمولا علت یابی و آموزش روشهای صحیح انتخاب و تصمیم گیری قابل حل خواهد بود.
مشکلات جسمی دوران جواني
هر چند نتوان مشکلات و بیماری های زیادی را پیدا کرد که خاص دوران جواني باشند. اما اغلب بیماریهایی وجود دارند که به دلیل شرایط خاص این مرحله تظاهرات بیشتری در این دوران پیدا میکنند. مثل بیماری ایدز و بیماری عفونی البته صحبت از این بیماریها به عنوان بیماریهای رایج در جوانی شاید چندان معنادار باشد به این دلیل که این دسته از اختلالات معمولا در همراهی با سایر مراحل این دوران دیده میشوند مثل مشکلات روانی ، اعتیاد ، عدم حل مشکل ازدواج و ... مثلا بیماری ایدز با فراهم نبودن شرایط مناسب برای ازدواج ، عدم رشد روانی و شناختی کافی جوان برای کنترل غرایز و تمایلات ، بیکاری ارتباط پیدا میکند .
مشکلات و ناراحتی های مربوط به افسردگی و اختلالات خلقی و اضطرابی نیز در این دوران شیوع بیشتری پیدا میکنند و برخی اختلالات روحی و روانی نقطه شروع در این دوران دارند. بطور کلی تحقیقات گوناگونی که انجام شده نشان دهنده شیوع فراوانی افسردگی ، وابستگی دارویی و بی اشتهایی عصبی با رژیم غذایی سخت و خودکشی است. خودکشی به مفهوم واقعی در دوران کودکی وجود ندارد، اما ویژگی منحصر به فرد نوجوانی و جوانی این است که در طی این دوران تلاش برای خودکشی به اوج خود میرسد. هر چند وجود این مشکل به صورت اندیشه خودکشی مطرح باشد نه احترام به آن. همچنین مطالعات نشان میدهند که اختلالات شدیدی مثل اسکیزفرونی در دوارن جوانی بروز میکنند. همینطور اعتیاد و وابستگی دارویی در این دوران شیوع فراوانتری پیدا میکند، هر چند خاص این دوران نیستند و در مراحل بعدی زندگی بزرگسالی نیز میتوانند تظاهر پیدا کنند.
بیکاری در دوران جوانی
دوران جوانی دوره آغاز فعالیت ، سازندگی و بالندگی است. با توجه به شرایط اجتماعی جامعه معمولا جوانان با مشکلات بیکاری در جوامع مختلف مواجه میشوند. که البته میزان درگیری فرد با این مشکل متاثر از شیوه زندگی او در گذشته و سایر عوامل خواهد بود. بطوری که افراد مختلف از لحاظ شدت و درجه درگیری با این مشکل متفاوت از یکدیگر خواهند بود. معمولا افرادی که نوجوانی سالمیرا گذاراندهاند، مهارتهای خوب شناختی و اجتماعی را کسب کردهاند بهتر میتوانند از فرصتهای شغلی استفاده میکنند و تواناییهای خود را به کار گیرند. جوانان پرانگیزه ، پر تلاش و پشتکار کمتر این مشکل را تجربه میکنند و در نتیجه کمتر با عوارض حاصل از بیکاری مواجه میشوند.
ازدواج و دوره جوانی
خیلی روشن است که ازدواج مهمترین ویژگی منحصر به فرد دوران جوانی است. این ویژگی زمانی ممکن است به صورت یک معضل و یک شکل همراه باشد. عدم رشد شناختی ، عاطفی و اجتماعی فرد معمولا به مساله ازدواج در این دوران دامن میزند. اطلاع رسانی و آگاه سازی جوانان در خصوص یادگیری مهارتهای شناختی مربوط به ازدواج و انجام انتخابها و تصمیم گیریهای مناسب خواهد انجامید.
سایر مشکلات دوران جوانی
اعتیاد ، مهاجرت ، بزهکاری و ... از مشکلات دیگر رایج در این دوران هستند. عموما مهاجرت برای کسب شرایط زندگی ایدهآلتر و به دنبال بیکاری و ... در بین جوانان دیده میشود. همچنین بزهکاری در نتیجه مهارتهای کسب نشده دوران قبل از لحاظ شناختی و ... در این دوران شایع است.
علل رشد آسیب های اجتماعی در سال های اخیر
آسیب های اجتماعی و رشد آن ها از یک مدل خاص تبعیت نمی کند . یعنی نمی توان یک عامل را باعث بوجود آمدن یک آسیب اجتماعی شمرد و معمولاً چندین عامل باعث بوجود آمدن چندین آسیب می شوند و از رابطه علت و معلول پیچیده ای تبعیت می کنند . بنابر این عوامل زیر که بعنوان رشد آسیب ها در سال های اخیر برشمرده شده اند با توجه به دلایل مذکور فقط می توانند بعنوان الگو مورد استفاده قرار بگیرند .
۱ - تغییرات سریع در هرم جمعیتی جامعه : به گونه ای که در حال حاضر حدود ۱۵-۱۰ میلیون نوجوان و حدود ۲۱ میلیون دانش آموز ) ( حدود ۴ میلیون آن دبیرستانی می باشد ) را در کشور وجود دارد . میزان جمعیت جوان کشور حدود ۴۵ درصد می باشد ( زیر ۲۰ سال ) در مقایسه با ۳۶ درصد در سایر کشورها .
۲ - وضعیت جرم در کشور : در حال حاضر در کشور قریب به ۲۰۰۰ جرم تعریف شده وجود دارد. در حالیکه بسیاری از این مسائل در کشورهای دیگر جرم تلفی نمی شود . مثل بی حجابی ، روابط جنسی و ... و این مسئله باعث شده است که کشور ما کشوری آسیب خیز تلقی شود .
۳ - تغییر هنجارهای جامعه و تفاوت بین هنجارهای نسل های مختلف عده ای از صاحبنظران از این مسئله به عنوان فاصله نسلی نام می برند برای مثال برنامه ریزان جامعه ما ، میانسالان هستند در حالیکه استفاده کنندگان از این برنامه ها جوانان هستند که عمدتاً دراین برنامه ریزی نیز مشارکت داده نمی شوند .
۴ - افزایش فاصله طبقاتی ، و بحث عدالت اجتماعی که منجر به بروز مشکلاتی در بین مردم و بالاخص نسل جوان می شود و زمینه را برای رشد آسیب ، فراهم می سازد .
۵ - مشکل اختلال هویت در بین جوانان : این اختلال هویت را می توان در زمینه های متعددی مثل اختلال هویت فرهنگی یا اخلال هویت اجتماعی دید که پرداختن به آن یکی از ضروریات پیشگیری از آسیب های اجتماعی است .
۶ - ارائه نکردن الگوهای عملی به جوانان : در حالیکه در فرهنگ ما ، الگوهایی بسیار متعالی وجود دارد متأسفانه معرفی این الگوها در حد شعار باقی مانده است و جوانان به ناچار به سمت الگوهایی روی می آورند که بسیاری از آنها متناسب با فرهنگ اسلامی و بومی ایران نیست و زمینه ای برای ایجاد آسیب های اجتماعی محسوب می شود.
۷ - ضعف بنیه علمی : در زمینه مسائل مربوط با آسیب های اجتماعی این ضعف علمی به گونه ایست که حتی برای مسائل مقدماتی مثلاً بررسی اپیدمیولوژی آسیب های اجتماعی نیز کاملاً دچار مشکل می شویم .
۸ - مسائل متعدد دیگر مانند : فرهنگ افراط و تفریط در جامعه : عدم برنامه ریزی مناسب ، وجود خلاء های قانونی ، آشنایی بیشتر مردم با مسائل اجتماعی ،بالا رفتن سطح توقع روشنفکران جامعه ، تغییر سطح زندگی در جهان و بالطبع تأثیر آن بر روی کشورها ، پنهان کاری در زمینه آسیب های اجتماعی و سیاسی کاری در این زمینه ، موازی کاری ، مشکلات بودجه ای و عدم وجود یا ناکافی بودن آن برای بسط فرهنگ پیشگیری و حمایتی ، وجود دیدگاههای سنتی در برخورد با مسائل مدرن جامعه و سایر مسائل و...
علل گرایش به سوء مصرف مواد اعتیادآور
طبق تحقیقات کارشناسان امور اجتماعی و روان شناسان ، علل و انگیزه های گرایش به اعتیاد بسیارند که به تعدادی از آنها اشاره می گردد:
1- بلوغ و نوجوانی:دوران بلوغ و نوجوانی یکی از حساس ترین دوره های زندگی به شمار می رود. در این دوره ی سنی خصوصیاتی از قبیل تشخص طلبی ، اعلام استقلال ، مخالفت جویی ، خودنمایی ، تبعیت از گروه های مرجع و ده ها صفت دیگر بروز می کند. دوره جوانی زمان بحران و شورش است. جوان با دارا بودن ویژگی خاص خود به دنبال هیجان است و در این راه اغلب به بیراهه کشیده می شود. نتایج بررسی ها نشان می دهد که نوجوانان و جوانان ، بیشتر از گروه های سنی دیگر در معرض خطر اعتیاد قرار می گیرند.
2- اختلافات خانوادگی و تضاد و کشمکش بین والدین :درگیری های خانوادگی بین والدین موجب می شود که فرزندان از مراقبت و کنترل لازم برخوردار نباشند. این وضعیت و فضای نامناسب و نامساعد خانوادگی و عدم صمیمیت بین افراد خانواده موجب می گردد که فرزندان چنین خانواده ای برای خود دوستانی بیابند و با اهمال و غفلتی که در پرورش آنها شده، به سوی اعتیاد سوق داده شوند.
3- دوستان ناباب و معتاد :برخی از افراد سست عنصر و بی اراده وقتی می بینند دوستانشان با مصرف مواد مخدر نگرانی ها و گرفتاری های روحی خود را خاموش می کنند ، و حالت آرامش و شادی موقتی به دست می آورند، از روی کنجکاوی ترغیب می شوند تا با چند بار مصرف ، حالتی مانند آنان به دست آورند. اما همین گرایش موقت موجب اعتیاد می گردد و یک عمر بدبختی و پشیمانی را در پی می آورد.
4- نابسامانی های زندگی و بیکاری: بیکاری و فرار از مشکلات زندگی و عدم توانایی فرد در روبرو شدن با مسائل اجتماعی از دیگر عواملی هستند که موجب می شوند شخص، مواد مخدر را پناهگاهی برای خود تلقی کند و به آن پناه ببرد.
5- تنهایی، احساس بی پناهی، نداشتن دوستان خوب:تنهایی و بی کسی و شکست های اجتماعی و نداشتن دوستانی صالح، امین، دلسوز و مهربان نیز ممکن است فرد را به طرف اعتیاد سوق دهد.
6- فشارهای عصبی و روانی :در اکثر اوقات عوامل روانی و فشارهای عصبی ، کششی برای اعتیاد در فرد به وجود می آورد. مشکلات و نیازهای روانی و عاطفی برآورده نشده و عوامل نامساعد و ناراحت کننده ی زندگی ، شخص را به طرف مواد مخدر سوق می دهد.
7- لذت های نفسانی زودگذر :گروهی نیز با تصوری نادرست برای پیدا کردن آرزوهای گمشده خود به مصرف مواد مخدر روی می آورند و آن را منبع لذت و خوشحالی و رفع نیازمندی های خود می پندارند.
8- فراوانی و در دسترس بودن مواد مخدر :نمی توان انکار کرد که فراوانی مصرف مواد مخدر و در دسترس بودن و تهیه آسان آن، افراد معتاد و توزیع کنندگان را بر می انگیزاند و تأثیر بسیاری در معتاد کردن افراد زودباور به ویژه نوجوانان و جوانان دارد.
9- توهم لذت جنسی بیشتر:برخی از افراد ، ریشه اعتیاد را در رابطه با امور جنسی می دانند و تصور می کنند مصرف مواد مخدر لذت جنسی را افزایش می دهد، اما واقعیت این است که مصرف مواد مخدر نه تنها توانایی جنسی را زیاد نمی کند، بلکه موجب اختلال در تعادل هورمون های جنسی و عقیمی در مردان و نازایی در زنان می شود.
10- روی آوردن به کارهای خلاف شرع ، عقل و عرف جامعه: در نزد فرد معتاد، ترس، وحشت و بزدلی جانشین شجاعت و شهامت و از خودگذشتگی می شود و چون فرد معتاد به کار و شغل شرافتمندانه بی اعتنا می گردد، ناچار برای به دست آوردن مواد مخدر و توهم درآمد بیشتر به کارهای خلاف شرع، عقل و عرف اجتماع مانند تکدی و دزدی روی می آورد یا واسطه فروش مواد مخدر می شود.
در گذر از علل گرایش به سوءمصرف مواد مخدر به مواردی بر می خوریم که حاکی از تاثیر برخی فاکتورها مانند سطح سواد،میزان درآمد و وضع اقتصادی خانواده ها،کم توجهی خانواده ها، ویژگی الگو بودن والدین و... با گرایش جوانان به سوء مصرف مواد ارتباط وجود دارد:
الف: ارتباط بين الگوي معتاد و اعتياد جوانان:هر چه جوانان بيشتر در معرض ديد الگوهاي معتاد در خانواده قرار بگيرند،به همان ميزان از طريق الگو پذيري گرايش به سوي اعتياد بيشتر خواهد بود. لذا درصد زيادي از پاسخگويان اعتقاد داشته اند كه چون سابق اعتياد و الگوي معتاد در خانواده دارند دچار اين بلاي خانمانسوز شده اند.
ب: ارتباط بين انسجام خانواده و اعتياد جوانان:هر قدر كودكان و نوجوانان شاهد در گيريها و نزاعهاي بيش از حد والدين خود قرار گيرند و هيچگونه محبتي را بين والدين احساس نكنند،به اعتياد روي مي آورند و هر قدر والدين داراي رابطه انساني و محبت آميز داشته باشند و كودكان از لحاظ عاطفي و نوع روابط اعضاي خانواده رضايت داشته باشند به همان ميزان از گرايش به سوي اعتياد روي گردان خواهند شد.
ج: رابطه بين كم توجهي به نيازهاي جوانان واعتياد:هر قدر نيازهاي عاطفي ، جسمي و رواني جوانان از سوي والدين بر آورده شود و هماهنگ با ساير افراد جامعه بتوانند از امكانات رفاهي و مالي و غيره برخوردار باشند. از گرايش آنان به اعتياد مواد مخدر جلوگيري خواهد نمود.بنابراين در صورتي كه والدين به نيازهاي كودكان در مراحل اوليه توجه نكنند و به آنها اهميت ندهند،در گرايش آنها به اعتياد تأثير مثبت خواهند گذاشت.
د: ارتباط بين ميزان در آمد و وضعيت اقتصادي با اعتياد:اگر خانواده هاي كودكان از وضعيت اقتصادي ضعيفي بر خوردار باشند. دچار مشكلات فراواني در جهت ادامه تحصيل و شغل و غيره مي شوند.بنابراين بعضي از جوانان در اثر اين مشكلات به اعتياد روي مي آورند. به همان اندازه اگر وضعيت اقتصادي خانواده مطلوب باشد و نيازهاي مالي جوانان از سوي والدين بر آورده شود ، روحيه گريز از اعتياد در آنها افزايش مي يابد.پس وضعيت اقتصادي خانواده ها در روي آوردن كودكان به اعتياد مؤثر است.
و: ارتباط بين سطح سواد والدين و اعتياد جوانان: بالا رفتن سطح سواد و آگاهي والدين از مسائل و مشكلات فرزندانشان در جلو گيري از اعتياد مؤثر است.
پژوهشگران دلايل گرايش به اعتياد را در سه دسته اصلي ذيل تقسيم نموده اند.
1 ـ عوامل اجتماعي شامل:عوامل آموزش و پرورش ،خانواده مدارس گروه هاي ممتاز رسانه ها وقت آزاد ،مشكل اجتماعي ، عوامل اقتصادي ،فقر مهاجرت بيكاري ،عوامل سياسي ،جنگ سياست جديد ،عوامل فرهنگي و بي سوادي وجود ناآگاهي از نظريات اجتماعي عدم مسئوليت .
2 ـ عوامل ذهني شامل: عوامل روان پزشكي ،نمونه متفاوت از افسردگي فساد جنسي ، عوامل روان شناسي ، تغيير عواطف و هيجان نگراني و دلواپسي عدم ارتباط با آينده بي ثباتي احساس فروتني عدم رشد انساني
3 ـ عوامل طبيعي شامل :بيماري و خود درماني نامساعد بودن.

